دانلود پایان نامه بررسی مؤلفه‌های مؤثر در تجاری‌سازی يافته‌های رشته مديريت

نوع فایل :ورد (ِdocx) | حجم:۲,۵۵۰کیلوبایت (rar) | تعداد صفحات : ۲۳۹| قیمت : ۱۳۰۰۰تومان

چکیده:امروزه دانشگاه‌ها علاوه بر پژوهش و آموزش به ایفای نقش در جهت مأموریت جدید مشارکت در توسعه اقتصادی جامعه نیز می‌پردازند. در پژوهش حاضر تلاش شده است با ارائه چارچوبی، فرآیند تجاری‌سازی و نتایج تحقیقات دانشگاهی را توضیح و عوامل مؤثر در تجاری‌سازی یافته‌های رشته مدیریت را در سطح دانشگاه‌های استان قم بررسی و با توجه به اهمیت آنها اولویت‌بندی مي‌نماییم.
جامعه آماری شامل دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه‌های استان قم به تعداد۶۱۰۰ نفر، روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای و تعداد نمونه آماری تحقیق ۳۴۹ نفر می‌باشد. پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی و از حیث ماهیت توصیفی پیمایشی می‌باشد. نتایج بدست آمده از این پژوهش بر گرفته از یک پرسشنامه ۳۲ سؤالی است که پایایی آن بوسیله روش آلفای کرونباخ به مقدار ۸۱۳/۰ محاسبه و روایی پرسشنامه توسط اساتید محترم تأیید شده است. پژوهش حاضر، مشتمل بر هشت فرضیه فرعی در قالب دو بخش کلی عوامل درون سازمانی و عوامل برون سازمانی بوده که با توجه به تجزیه و تحلیل داده‌ها و بررسی نتایج آزمون فرضیه‌های تحقیق، مشخص گردید که دلایلی برای رد متغیرهای مستقل مطرح شده در فرضیات به عنوان مؤلفه‌های مؤثر در تجاری‌سازی یافته‌های رشته مدیریت، یافت نشد.

۱-۱- مقدمه
نقش دانشگاه‌ها چيست؟ آيا دانشگاه‌هاي امروزي با آنچه كه در گذشته بودند متفاوت شده‌اند يا خير؟ ديد جامعه به دانشگاه‌ها چگونه است و چه انتظاراتي از آنها دارند؟دانشگاه‌ها به یقین پيچيده‌ترين نهادهايي هستند كه تضمين كننده آينده ملت‌ها مي‌باشند و به عنوان الگو و اسوه‌ي ساير نهادها قلمداد شده‌اند و در اكثر كشورهاي جهان به عناصر اجتماعي مورد احترام بخش‌هاي خصوصي و دولتي تبديل گشته‌اند (ايوبي و همكارانش،۲:۱۳۸۰).با توجه به نقش كليدي اين نهادها، همواره در هر عصري متناسب با شرايط سياسي و اقتصادي و فناوري و … در جهان، اهداف و رسالت‌هاي نوينی را بر عهده مي‌گيرند.نگاهي به تاريخچه دانشگاه‌ها و سير تحولات نظام‌هاي آموزش عالي نشان دهنده اين موضوع است كه دانشگاه‌ها و سيستم آموزش عالي همچون ساير بخش‌هاي جامعه همراه با روند تغييرات در جوامع بشري دگرگوني‌هايي در نقش و كاركردهاي خود داشته‌اند و در تلاش بوده‌اند كه خود را با الزامات نقش‌هاي جديد سازگار كنند. محدوديت‌هاي منابع، نفوذهاي سياسي و فشارهاي رقابتي در اين تغييرات تأثير گذارند (Nagy & Robb,2007:1).از جمله اين تحولات، مي‌توان به افزوده شدن نقش پژوهش بر وظايف سنتي دانشگاه‌ها در اواخر سده نوزدهم ميلادي ابتدا در دانشگاه‌هاي آلمان و سپس در ساير دانشگاه‌هاي جهان اشاره كرد. در همين رابطه اتزكویتز بیان میکند: «در ابتدا دانشگاه‌‌ها تنها نقش آموزش نيروي انساني را بر عهده داشتند كه با تغییر اوضاع و نيازهاي جوامع، در اواخر سده نوزدهم نقش پژوهش نيز به آن افزوده شد. از اين پديده با عنوان “انقلاب نخست” دانشگاه‌ها ياد مي‌شود كه طي آن پژوهش، افزون بر وظيفه سنتي آموزش، به كاركردهاي دانشگاه افزوده شد»(Etzkowitz,2003:110). كاهش بودجه‌هاي عمومي پژوهش به دنبال پايان جنگ سرد (Baldini et al,2007:519)، از ديگر تحولاتي بود كه تأثيري عميق بر نقش و كاركرد دانشگاه‌ها برجاي گذاشت. دانشگاه‌ها ديگر نمي‌توانستن به صرف اتكا به بودجه‌هاي دولتي و بدون توجه به صرفه اقتصادي و بازگشت سرمايه به انجام پژوهش‌ها مبادرت ورزند. همين امر باعث شد تا دانشگاه‌هاي مدرن براي دستيابي به بخش‌هاي خصوصي براي كسب سرمايه‌هاي بيشتر، به فعاليت‌هاي تجاري و كسب و كار روي آورند (Mok,2005:540).
بررسي نقش و كاركرد دانشگاه در توسعه اقتصادي جوامع مختلف، نشان دهنده بروز تحولات شگرفي است كه جهان را با فاز جديدي از توسعه تحت عنوان اقتصاد مبتني بر دانش روبرو ساخت. اتزكویتز نشان داد كه براساس پويايي دروني و الزامات محيطي، نظام دانشگاهي با دو انقلاب مواجه گشت: انقلاب اول در اواخر قرن نوزدهم در كشور آلمان اتفاق افتاد كه طي آن دانشگاه‌ها علاوه بر فعاليت‌هاي آموزشي، در زمينه تحقيقات نيز فعال شدند و به توليد دانش نيز اقدام نمودند. انقلاب دوم در اواخر قرن بيستم براساس ظهور نوآوري‌هاي مبتني بر علم بوقوع پيوست كه به طبع آن دانشگاه عهده‌دار مأموريت سوم (توسعه اقتصادي) شد. در اين فرآيند، دانشگاه‌ها دچار تغييراتي در ساخت و كاركرد خود از جمله آموزش كارآفريني، تحقيق گروهي، توسعه نوآوري فناورانه، ادغام گروه‌هاي تحقيقات علمي با شركت‌هاي صنعتي و روابط نزديك‌تر با صنعت شدند. از طرف ديگر بنگاه‌هاي اقتصادي براي حفظ بقاء و موفقیت بلند مدت خود نيازمند دستيابي به فناوري جديد هستند تا بتوانند ضمن حفظ مزيت رقابتي به درآمدهاي بيشتر دست يابند. اين امر به واسطه تغيير در نگرش به توليد دانش است.دانش در عصر اقتصاد دانش‌بنيان به عنوان موتور محرک اقتصاد، عامل ارتقاي بهره‌وري و حل مسائل اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و زيستي، داراي اهميت ويژه‌اي است. در اقتصاد دانش‌بنيان، نظام پژوهش و توليد علم به عنوان مخزن و مركز اساسي دانش، منابع بالقوه ايده‌هايي است كه اين ايده‌ها بايستي به محصولات مورد نياز جامعه و بازار تبديل شوند. در اين ديدگاه افزايش نوآوري ملي تنها با افزايش كميت پژوهش و طرح‌هاي پژوهشي محقق نمي‌شود و اتصال دستاوردهاي نظام پژوهشي به نظام بازار از مصاديق و الزامات نوآوري است.رقابت در بازار فناوري محور امروز جهان مستلزم ادغام دانش‌هاي نوين با صنعت است. صنعتي كه بي‌بهره از دانش روز باشد، محكوم به زوال و دانش بدون كاربرد در صنعت همچون عالم بي‌عمل كه به زنبور بي‌عسل تشبيه شده است، بي‌‌ارزش قلمداد مي‌شود و اين موضوع اهميت پيوند ميان دانشگاه و صنعت را آشكار مي‌سازد. بي‌هيچ ترديدي آنچه امروز محور اصلي سياست‌گذاري‌هاي ملي توسعه را تشكيل مي‌دهد، پيوندهاي اصولي، منطقي و هدفمند دانشگاه و صنعت است (محمودی، ۹:۱۳۸۸). شاه كليد دنياي امروز، خلق ارزش است؛ راهكار ورود به دنياي كسب و كار امروزي، فناوري است و شاه كليد فناوري، تجاري‌سازي و ارزش‌افزوده ناشي از آن مي‌باشد. به عبارت ديگر تجاري‌سازي ايده‌هاي تحقيقاتي حلقه اتصال فناوري و بازار است و تمركز آن بر حلقه‌هاي انتهاي زنجيره ارزش مي‌باشد (موسايي، صدرائي، بندريان، ۸:۱۳۸۷).تجاري‌سازي دانش و فناوري برخواسته از تحقيق و توسعه يكي از كاركردهاي اصلي دانشگاه كارآفرين به شمار مي‌رود. تجاری‌سازی فرآيندي است كه به موجب آن ايده، اختراع، دانش و فناوري برخواسته از تحقيق به توليد كالا و خدمات جديد قابل عرضه در بازار يا بهبود محصولات و فرآيندهاي جاري منجر مي‌شود و در نتيجه پتانسيل دانش و فناوري و نوآوري‌هاي علمي به طور كامل محقق مي‌شود. لاندري و همكاران (۲۰۰۶)، تجاري‌سازي دانش را در كنار انتشار دانش از طريق همايش‌ها و انتشارات علمي و آموزش نيروي كار ماهر جزو يكي از سه ساز و كار عمده دانشگاه براي انتقال دانش معرفي نموده‌اند كه مي‌تواند به صورت فعاليت‌هاي مشاوره‌اي، قراردادهاي تحقيقاتي با صنعت، به ثبت‌رساني و تشكيل شركت‌هاي انشعابي صورت مي‌گيرد. سهيم كردن پژوهشگران در دستاوردهاي ناشي از تجاري شدن پژوهش‌هاي آنان يكي از عوامل مؤثر در توسعه امر پژوهش در كشورهاي توسعه يافته است.هر سال بالغ بر ۱۰۰۰ ميليارد دلار در دنيا صرف تحقيق و توسعه مي‌شود كه اين رقم حدود ۲ درصد توليد ناخالص داخلي دنيا را تشكيل مي‌دهد و در برخي از كشورهاي توسعه يافته اين رقم به ۴ درصد GDP آنها نیز بالغ می‌شود. افزايش حجم تجارت جهاني در دو دهة اخير و رسيدن آن به مرز ۳۱ تريليون دلار عمدتاً ناشي از تجاري شدن دستاوردهاي پژوهشي است. محققان به طور مستمر تلاش مي‌كند كه كالاهاي جديدي ابداع و به بازار عرضه كنند كه مشابه آنها قبلاً وجود نداشته باشد يا از ويژگي‌هاي نويني برخوردار باشند.در دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقيقاتي بدون تجاري‌سازي يك دستاورد، تحقيقات معنايي ندارد. زيرا بدون دستيابي به مشتريان خاص يك دستاورد، توليد و يا انجام آزمايش، در مورد يك ايده بي‌فايده خواهد بود.بازاريابي و فرآيند تجاري‌سازي، مرحله نهايي فرآيند نوآوري را تشكيل مي‌دهند. اين دو عنصر براي دستيابي به موفقيت هر اختراعی، لازم مي‌باشند. در سال‌هاي اخير از ديدگاه اقتصاد جهاني نقش سنتی دانش در پژوهشگاه‌ها و دانشگاه‌ها به عنوان توليد كننده و نقش دهنده علم، دانش و ایده‌های نو مورد تجديد نظر قرار گرفته است. از طرف ديگر با كاهش حمايت مالي دولت‌ها از تحقيق به تدريج پژوهشگران به سوي پشتيباني بخش صنعت و تجاري‌سازي ايده‌هايشان گرایش پيدا كرده‌ا‌ند. عدم حمايت كافي دولت به مرور ماهیت تحقيق را از حالت مستقل و مبتني بر مفاهيم نظري، به سمت تلاش‌هاي همسو با تجاري‌سازي، سوق داده است. در ادبيات بازاريابي و مطالعه بازار، مطالعات زيادي در مورد چگونگي تجاري‌سازي محصولات صورت گرفته است. در مقايسه با تجاري‌سازي ساير محصولات، تجاري‌سازي ايده‌هاي جديد بالاخص ايده‌هاي مربوط به فناوري‌هاي نوين كمتر مورد توجه قرار گرفته است.بنابراين، تجاري‌سازي دستاوردهاي پژوهش‌هاي علمي و فناوري در اقتصاد دانش‌بنيان از حيث مشروعيت و كارآمدي نظام پژوهشي و رفاه مردم و جامعه، داراي جايگاه و اهميت ويژه‌اي است. به طوري كه تجاري‌سازي نتايج پژوهش‌ها و فناوري مي‌تواند به تحقق مأموريت كارآفرينی دانشگاه‌ها و نظام علمي كشور نيز كمك كند. از سوي ديگر، واقعيت اين است كه تجاري‌سازي دستاوردهاي پژوهشي و فناوري بايستي در يك محيط رقابتي واقعي و در فضاي فرصت‌هاي زودگذر و تهديدات پايدار انجام شود.از سوي ديگر، بيانيه‌ جهاني آموزش عالي كه در سال ۱۹۹۸ ميلادی توسط يونسكو منتشر شد، فشار وارده بر انتقال تجاري دانش از دانشگاه‌ها به صنعت را افزايش داد (ابویی و همكارانش، ۲:۱۳۸۰). بيانيه مذكور مراكز آموزش عالي و دانشگاه‌هاي كشورهاي جهان را به همگرايي بين‌المللي دعوت نمود.اگر چه اهميت و ضرورت تجاري‌سازي نتايج تحقيقات با توجه به جايگاه آن در سند برنامه چهارم توسعه اجتماعي و اقتصادي كشور و با اهداف تعيين شده از طرف وزارت علوم تحقيقات و فناوري، براي بخش دانشگاهي كشور محرز است ولي جهت دستيابي به آن نياز به شناخت بيشتري از شرايط زمينه‌ساز و عوامل كسب موفقيت در اين زمينه است.سعي ما اين است كه اين پايان‌نامه بتواند مؤلفه‌هاي مؤثر بر تجاري‌سازي نتايج و يافته‌هاي تحقيقات دانشگاهي را شناسايي كند و اميد است كه با ارائه راهكارهاي مناسب و سازنده در جهت بهبود وضعيت تجاري‌سازي ايده‌ها و تحقيقات دانشگاهي قدمي مؤثر به نزديك شدن كشور عزيزمان ايران به اهدافش بردارد.
۱-۲- بيان مسئله
به طور قطع يكي از دلايل اصلي سرعت پيشرفت توسعه فناوري در كشورهاي پيشرفته صنعتي توجه به فرآيند تجاري‌سازي نتايج تحقيق داخلي آن كشورها بوده است و مي‌توان نتيجه گرفت كه توجه به اين معنا براي كارگزاران ملي، مديران تحقيق و توسعه، مديران پروژه و به طور كلي مديران فناوري در كشورها كه تحقيقات صنعتي در آن هنوز نوپاست و چشم‌اندازهاي آتي آن اميد آينده‌اي روشن و تابناك را مي‌دهد، امري ضروري است.نياز صاحبان صنايع، شركت‌ها، سازمان‌هاي دولتي و خصوصي به دانشگاه از يك سو و نياز دانشگاه به كسب درآمد، نقش نويني را براي جامعه آكادميك ايجاد مي‌کند. همكاري دانشگاه با همه نهادها و سازمان‌هاي اجرايي از مصاديق توافق‌هاي قراردادي است كه در خصوص فعاليت‌هاي علمي و پژوهشي و شركت‌هاي تجاري صورت مي‌گيرد. اين همكاري معمولاً با هدف دستيابي به توان علمي دانشگاه و تجربه‌هاي دولت، صنعت، شركت‌ها و استفاده از آنها صورت مي‌پذيرد ( آراسته، ۵۸:۱۳۸۳).در بخش دانشگاهي ديگر ذخيره‌سازي دانش به تنهايي راضي كننده نمي‌باشد، بلكه اطمينان از كاربرد دانش به گونه‌اي كه جامعه بتواند از منافع سرمايه‌گذاري در تحقيقات بهره‌برداري نمايد يكي از اهداف اصلي تحقيقات دانشگاهي است. به طور كلي جامعه مستقيماً از منافع تحقيقات دانشگاهي بهره نمي‌برد مگر آنكه راهكارهايي طراحی ‌شود كه نتايج تحقيقات به عاملان اقتصادي در صنعت سپرده شود مشروط بر اينكه منافع دانشگاه تأمين گردد (فكور، ۲۰:۱۳۸۳).كشورهاي داراي اقتصاد پويا و متحرك، دانشگاه‌هاي قوي‌اي دارند كه با دولت، صنعت و تجارت ارتباط و هماهنگي همه جانبه دارند. يكي از بسترهاي توسعه اين ارتباط جهت‌گيري در تبديل اين توليدات علمي به محصول از طريق داير نمودن شركت‌هاي تجاري است. اين شركت‌ها را كه علاوه بر كاربردي كردن نتايج تحقيقات، هدف درآمدزايي براي دانشگاه‌ها را دربر دارند، بنگاه‌هاي دانشگاهي مي‌نامند كه به ندرت در دانشگاه‌هاي ايران ديده مي‌شوند.به طور معمول بودجه دانشگاه‌ها از منابع متعددي تأمين مي‌شود. معمولاً در اكثر كشورها دولت منبع اصلي تأمين كننده اعتبارات است، لكن همانگونه كه شاهد هستيم افزايش تعداد دانشگاه‌ها و جمعيت دانشجوي، دولت‌ها را از تأمين بودجه و امكانات لازم براي دانشگاه‌ها ناتوان ساخته است. لذا دانشگاه‌ها براي انجام برنامه‌ها و تحقق اهداف خود تلاش مي‌نمايند، مكانيزم‌هاي مختلفي را براي تأمين هزينه‌هاي خود بكار گيرند، بدون آنكه از مسير اصلي خود كه توليد علم و دانش است منحرف شوند. يكي از روش‌هاي تبديل توليدات علمي به كالا و خدمات از طريق ايجاد شركت‌هاي دانشگاهي است. ايجاد اين شركت‌ها نام جديدي است كه دانشگاه را به سمت طرح ايده‌هاي جديد كه نيازهاي جامعه را تأمين كند هدايت مي‌نمايد، بدون آنكه اين مراكز از مسير اصلي خود كه كشف مرزهاي جديد دانش براي پاسخگويي به نيازهاي جامعه و توسعه علم و فناوري است منحرف شوند ( شمس و افضلان، ۴۲:۱۳۸۳).امروزه، افزايش اعتبار دانشگاه‌ها از طريق انتقال تجاري دانش، نقش اساسي‌ را در افزايش سرمايه انساني دانشگاه‌ها ايفا مي‌كند. اين امر به وسيله جذب با هوش‌ترين دانشجويان از برترين دانشكده‌ها امكان‌پذير مي‌گردد(Nicola et al,2004:11). بنابراين مشاهده مي‌شود جذب با استعدادترين دانشجويان مرهون افزايش اعتبار دانشگاه از طريق تجاري‌سازي است.تجاري‌سازي را مي‌توان به عنوان فراگرد انتقال و دگرگوني دانش نظري موجود در نهادهاي دانشگاهي به برخي انواع فعاليت‌هاي اقتصادي تعريف كرد(Spilling,2004:205).جولي (۱۹۹۷) تجاري‌سازي را فراگردی تعريف مي‌كند كه از بينش فناوري بازار آغاز شده و به كاركردهاي پايدار محصول متناسب بازار ختم مي‌شود(Spilling,2004:189).در ادبيات نوآوري نيز تعاريف نزديك به هم از تجاري‌سازي صورت گرفته است. (دايان ۲۰۰۴) ساده‌ترين تعريف تجاري‌سازي را “عرضه يك محصول جديد در بازار”مي‌داند.(Acworth,2008:200).ريمر، آیسرمن و ديگران (۲۰۰۵) تجاري‌سازي را «فرآيند تبديل فناوري به محصولات موفق اقتصادي» تعريف مي‌كنند (فكور،۱۳۸۵: ۴۰ ).از تعاريف فوق بر مي‌آيد كه تجاري‌سازي فرآيندي است كه ايده، نتيجه تحقيق يا اختراع حاصل از بخش دانشگاهي را به محصولات، خدمات و فرآيندهاي قابل عرضه در بازار تبديل مي‌كند. مطالعات در زمينه انتقال فناوري نشان مي‌دهد، كه مؤثرترين روش آن تربيت دانش آموختگان است. زيرا ارتباط با صنعت موجب اختصاص بودجه‌هاي تحقيق و توسعه از طريق پژوهش‌هاي مشترك مي‌گردد و امكان دسترسي به دانشجويان آشنا با فناوري نوين را فراهم مي‌سازد. از اين‌رو، تحقيقات دانشگاهي به طور خاص در زمينه تحصيلات تكميلي و رساله‌هاي آنان در رشته‌هاي مهندسي و علوم اهميت فوق‌العاده در بسترسازي پتانسيل تحقيقاتي دانشگاه و بالطبع جذب درآمدهاي غيردولتي پايدارتر دارد. پژوهشگرانی همچون ريتان (۲۰۰۶) ، جيو(۲۰۰۵) ، مورگان و همكاران(۲۰۰۳) و لينك(۲۰۰۵) در تحقيقات خود بر اين امر اشاره داشته‌اند.بوزمن (۲۰۰۴) برخي از روش‌هاي انتقال فناوري را شامل: انتشار آزاد نتايج تحقيقات، اختراعات ثبت شده، كپي‌رايت‌ها، پروانه‌های بهره‌برداري ، قراردادهاي تحقيقاتي، اتحاديه‌ها و تعاوني‌هاي تحقيق و توسعه، پارك‌هاي علم و فناوري، مبادله نيروي انساني، قراردادهاي غيررسمي، خدمات مشاوره‌اي، انتشار بر روي سايت‌هاي اینترنتي و شركت‌هاي تجاري دانشگاهي مي‌داند. اما تجاري‌سازي نتايج تحقيقات، فرآيندي نيست كه فقط يك طرف داشته باشد يا بخش دانشگاهي به تنهايي بتواند به آن اقدام نمايد، بلكه اين فرآيند در تعاملات بين طرف‌هاي متعدد اجتماعي و با تأثيرپذيري شديد از چارچوب‌هاي قوانين و مقررات، توانمندي‌های اجرایی و تخصيصی محيط بخش دانشگاهي، منابع مالي در دسترس و شرايط و ويژگي‌هاي محيط اقتصادي تكنولوژيك، جريان مي‌يابد. بنابراين موفقيت بخش دانشگاهي در تجاري‌سازي نتايج تحقيقات مستلزم فراهم بودن شرايط پيش نيازهاي مهم و مختلفي در بخش دانشگاهي، بخش صنعت و محيط اقتصادي اجتماعي حاكم بر اين دو بخش است. چنانچه مشخصه‌هاي اقتصاد كلان در كشور، چندان مساعد توسعه‌ي فعاليت‌های كارآفريني، توليدي و صنعتي نبوده و زير ساخت‌هاي مختلف اقتصادي، صنعتي و قانوني براي اين كار فراهم نباشد، زمينه‌هاي تقاضا و جذب تكنولوژي در بخش صنعت شكل نخواهد گرفت و از طرف ديگر تا زماني كه سياست‌هاي تحقيق و توسعه منطبق با نيازهاي اساسي نظام ملي نوآوري نباشد، تحقيقات انجام گرفته در بخش دانشگاهي نيز از كيفيت يا زمينه‌ي لازم جهت جذب و دريافت از طرف بخش صنعت را نخواهد داشت.از طرف ديگر فقدان يا ضعف در سياست‌ها و برنامه‌هاي اجراي مؤثر در تجاري‌سازي نتايج تحقيقات و خلاء در نهادهاي واسطه‌اي از قبيل سازمان‌هاي توسعه‌ي نوآوری و سازمان‌های توسعه‌ی فناوري، شكل‌گيري نظام انتقال دانش و فناوري همگرا و كارآمد را در سطح ملي با مشكل مواجه مي‌سازد و چنين شرايط محيطي، بخش دانشگاهي را از شرايط مساعد جهت دست‌يابي به هدف انتقال يافته‌هاي تحقيقاتي خود به دور مي‌سازد.
در بخش دانشگاهي كشور بهره‌گيري از نتايج تحقيقات و تجاري‌سازي آن‌ها از اولويت‌هاي مهم محسوب مي‌گردد، چرا كه منافع ملي ايجاب مي‌كند از صرف منابع مهم و قابل توجهي كه در قالب نيروهاي متخصص، اعتبارات و فرصت زماني جهت انجام تحقيقات در اين بخش صورت مي‌گيرد، حداكثر بهره‌برداري به عمل آيد و جامعه از نتايج حاصل از اين تحقيقات در بخش‌هاي مختلف اجتماعي اقتصادي بهر‌ه‌مند گردد.در كشور ما، در سطوح مختلف سياست‌گذاري، برنامه‌ريزي اجرايي، با نگرش‌هاي نوين و روزآمد، حركت‌هاي مختلف و مؤثری جهت توسعه‌ي علمي و فناوري كشور شروع شده است و انتظار مي‌رود در افق آينده اين حركت‌ها با تكيه بر پتانسيل‌هاي علمي قابل توجه ملي، انسجام بيشتري پيدا كرده و با فائق آمدن به كمبودها و كاستي‌ها عملاً كشور را با شتاب بيشتري در مسير توسعه علمي و فناوري پيش ببرند. در اين پژوهش به دنبال طراحي مكانيزمي هستيم تا از طريق آن دانش توليد شده در دانشكده‌هاي مديريت به سهولت به بخش صنعتي انتقال يافته و تعامل سازنده‌اي بين دانشكده‌هاي مديريت، دولت، صنعت و سازمان‌هاي اجرايي برقرار گردد .

فهرست مطالب دانلود پایان نامه بررسی مؤلفه‌های مؤثر در تجاری‌سازی يافته‌های رشته مديريت

فصل اول – كليات تحقيق۱

۱-۱- مقدمه ۲
۱-۲- بيان مسئله ۸
۱-۳- اهميت و ضرورت تحقيق ۱۳
۱-۴- اهداف تحقيق ۱۸
۱-۴-۱- هدف اصلي تحقيق۱۸
۱-۴-۲- اهداف فرعي تحقيق۱۸
۱-۵- سؤال‌هاي تحقیق ۱۹
۱-۶- فرضيات تحقیق۲۰
۱-۶-۱- فرضيه اصلي۲۰
۱-۶-۲- فرضيه‌هاي فرعي۲۱
۱-۷- پيشينه تحقيق۲۲
۱-۸- متغيرهاي تحقيق ۲۴
۱-۸-۱- متغير مستقل۲۴
۱-۸-۲- متغير وابسته۲۴
۱-۹- روش تحقيق۲۵
۱-۱۰- قلمرو تحقيق ۲۵
۱-۱۱- تعريف واژه‌ها و اصطلاحات تخصصي طرح۲۶
۱-۱۲- تعاريف عملياتي پژوهش۲۷

فصل دوم – ادبیات تحقیق۲۹

۲-۱- مقدمه۳۰
۲-۲- مفهوم و تعاريف تجاري‌سازي۳۳
۲-۳- تاريخچه تجاري‌سازي تحقيقات دانشگاهي۴۱
۲-۴- اهميت تجاري‌سازي نتايج تحقيق . ۴۵
۲-۵- روند تجاري‌سازي دانش ۴۷
۲-۶- فرآيند تجاري‌سازي ۴۹
۲-۷- انواع تجاري‌سازي ۶۶
۲-۸- روش‌هاي تجاري‌سازي ۶۶
۲-۹- مدل‌ها و الگوهاي تجاري‌سازي ۶۹
۲-۱۰- مراحل تجاري‌سازي يافته‌هاي پژوهشي ۸۶
۲-۱۱- موانع انتقال تجاري‌سازي۹۲
۲-۱۲- ساختار نوآوري۱۰۵
۲-۱۳- كارآفريني ۱۰۹
۲-۱۴- سابقه تحقيقات و مطالعات انجام گرفته۱۱۲
۲-۱۵- بررسي روند تجاري‌سازي در بخش دانشگاهي كشور ايران۱۲۱

فصل سوم: روش‌شناسي تحقیق۱۲۴

۳-۱-مقدمه۱۲۵
۳-۲- روش تحقيق۱۲۶
۳-۳- جامعه آماري۱۳۰
۳-۴- روش نمونه‌گيري و حجم نمونه۱۳۰
۳-۴-۱- تعيين حجم نمونه۱۳۱
۳-۵- روش جمع‌آوري اطلاعات۱۳۱
۳-۶- ابزارهاي گردآوري ۱۳۲
۳-۶-۱- پرسشنامه ۱۳۲
۳-۶-۲- مقياس ليكرت۱۳۲
۳-۷- متغيرهاي پژوهش۱۳۳
۳-۷-۱- متغير مستقل در پژوهش حاضر۱۳۳
۳-۷-۲- متغير وابسته در پژوهش حاضر۱۳۴
۳-۸- روايي۱۳۴
۳-۹- پايايي۱۳۵
۳-۱۰- روش تجزيه و تحليل داده‌ها۱۳۶

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها۱۳۸

۴-۱- مقدمه۱۳۹
۴-۲- تجزيه و تحليل يافته‌ها ۱۴۰
۴-۲-۱- آمار توصيفي ۱۴۰
۴-۳- آمار استنباطي۱۵۹

فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادها۱۹۹

۵-۱- مقدمه۲۰۰
۵-۲- خلاصه تحقيق۲۰۱
۵-۳- نتايج به دست آمده از آمار توصيفي۲۰۲
۵-۳-۱-نتايج مبتني بر ويژگي‌هاي جمعيت شناختي ۲۰۲
۵-۳-۲- نتايج بدست آمده از پاسخ به فرضيه‌ها۲۰۳
۵-۳-۲-۱- فرضيه‌هاي مربوط به عوامل درون سازماني۲۰۳

۵-۴- نتايج به دست آمده از آمار استنباطي ۲۰۵
۵-۴-۱- بررسي رابطه عوامل درون سازماني با مؤلفه‌هاي جمعيت شناختي بوسيله آزمون من‌ويتني۲۰۵
۵-۴-۲- بررسي رابطه عوامل برون سازماني با مؤلفه‌هاي جمعيت شناختي بوسيله آزمون من‌ويتني۲۰۵
۵-۴-۳- نتايج مبتني بر فرضيات تحقيق ۲۰۶
۵-۵- پيشنهادهاي محقق در راستاي موضوع پژوهش ۲۱۲
۵-۶- محدوديت‌هاي تحقيق۲۱۵
پيوست۲۱۶
منابع و مآخذ۲۳۱
فهرست فارسي۲۳۲
فهرست انگليسي۲۳۵

 

نوع فایل : ورد(docx)

تعداد صفحات :۲۳۹

مقطع: کارشناسی ارشد

سال تحصیلی:۱۳۹۳

قیمت : ۱۳۰۰۰تومان

url

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *